تبليغاتX
شبه غزل - تيكـ تيكـ تيكـ تيكـ ...

به تيك - تاك دلم بسته انفجاري كه...

به شكل تلخ عمل هاي انتحاري كه...  

و ضامني كه دلم را سه سوته مي تركد!

تحملي كه ندارم و گريه زاري كه :

من آن سياه قديمي كه ...

نه! عوض شده ام

به شانه هاي ترم و نبود ماري كه ...

به كنده كنده غزل هاي منقطع شده ام

كه من و حضرت ميخ و تن چناري كه...

ڤ

چقدر شعر در اينجا شبيه يك خواب است

شبيه خواب رسيدن به خواستگاري كه...

وبعد ،گرد سفيدي كه قند مي سابند

براي بار هزارم وبي قراري  كه 

 ــ مرا ميان غزلهات ... ميشود باشم؟!

: نه.

چه بخت تلخ خرابي - چقدر تاريكـِ

_________ و يك تجربه ________

تو هم كه موافق باشي
باد ، هميشه موافق نيست!

نوشته ها را كه قدم ميزند
اسماعيل دچار شيرين ميشود
يوسف سر از سرزمين عجايب در مي آورد
و گرتل با ديو سفيد ميجنگد.

فضاي قصه ها را به هم بريز
عوضي بنويس
شايد به هم بخوريم.

+ نوشته شده توسط محمد سیار در 86/10/03 و ساعت |