قدم قدم برو جلو ، بیافت... بعد هم بپر
به گریه های شخصی ِ ( : تو رو خدا منم ببر!)
دوباره مهر میخورم به روز های بعد تو
به چشم های قرمز و سیاه های بی پدر
خیال کرد عاشق است.
چشم هاش بسته شد.
تنش کشیده شد میان دست های یک نفر.
که تیتر ها گرسنه اند و تو غذای حاجتی
- و شهر داغ میشود
خبر خبر خبر خبر
: برین عقب ، جلو نیاین... همش دروغه و هوس
که اوج لذت اینا سه ثانیه س ، زنای خر!
سکوت کرد عین تو سقوط کرد سمت من
... و بعد اسلوموشن زمین
که
میخورد
به
سر.
قدم قدم برو عقب ، بیافت بعد... بر نگرد.
به گریه های شخصی ِ ( : تو رو خدا منم ببر!)
دوباره مهر میخورم به روز های بعد تو
به چشم های قرمز و سیاه های بی پدر
خیال کرد عاشق است.
چشم هاش بسته شد.
تنش کشیده شد میان دست های یک نفر.
که تیتر ها گرسنه اند و تو غذای حاجتی
- و شهر داغ میشود
خبر خبر خبر خبر
: برین عقب ، جلو نیاین... همش دروغه و هوس
که اوج لذت اینا سه ثانیه س ، زنای خر!
سکوت کرد عین تو سقوط کرد سمت من
... و بعد اسلوموشن زمین
که
میخورد
به
سر.
قدم قدم برو عقب ، بیافت بعد... بر نگرد.
+ نوشته شده توسط محمد سیار در 87/06/23 و ساعت
|


