تبليغاتX
شبه غزل
خوابم نمي روي و سرم تير ميكشي

هي از تمام فاجعه تصوير ميكشي

انكار ميكني كه خودم را نديده اي

انكار ميكني و فقط ــــــ سير ميكشي

من جرم مرتكب نشو ... نه ... اه ولم كنيد

من فاعلش نبو... وبه تقدير ميكشي

بعد از كمي...(سه نقطه) كه " حالت به جا اومد؟"

اقرار ميكني و به تحرير ميكشي :   كه

  ساعت جزام دلم را گرفته بود

  من عاشقش شدي و پسر خاله ي خَرش ...

و بعد چند ثانيه لبريز ميشوي

توي دل حياط و پاي طناب دار

بيـ/دار ميشوي و فقط چير * ميكشي.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چير: جيغ (در گويش شيرازي)

+ نوشته شده توسط محمد سیار در 86/06/26 و ساعت |
اين ها قرار است غزل شوند ...

شايد حالا ، شايد نه حالا حالاها...

_____________ مالي خوليا _______________

هر روز لاي لايه هاي شهر بي در

هر روز بدتر ،بدتر از ديروز بدتر

هر روز من هر روز تو هر روز مصرف

هرروز رگ هر روز سوزن مرد بي تر

بيت شدم از بس تو را مصرف... کشيدم

بس که تو را خوردم و قي کردم که از سر

حالا گذشته ده وجب از عمر تلخي

که پاي تو چالش...خداحافظ کبوتر

يک آينه يک جفت...آيا من وکيلم

...بله.عسل، انگشت، حلقه، حجله، همسر

اينجا سفيد است و سفيد است و سفيد است

حالا ملاقاتي که پشت درب آخر

مثل طناب دار حلقم را گرفته

آخر رگم را مي زند عشق تو دختر -‌ ارديبهشت۸۶ ‍

ـــــــــــــــــــ م س ك ن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سي خرما پزان كه رد كني

    به اندازه ي يك قرص

       شايد دو خوابه    شايد اوپن ....

سي خرما پزان ديگر كه رد كني

    به اندازه ي يك قرص

        يك خوابه

            حتما.

ــــــــــــــ و يك طرح ــــــــــــــــــــــ

در جيغ مي كشد

كه

زمين حامله است.

+ نوشته شده توسط محمد سیار در 86/06/20 و ساعت |